آموزش در ژاپن (صدیقه مهدوی)

آموزش در ژاپن – صدیقه مهدوی 

ژاپن کشوری است که یک تحول ” متکی به خود ” را تحقق بخشیده است. موقعیت کنونی این کشور به عنوان یک قدرت بزرگ اقتصادی به یکباره و تحت نفوذ خارجی بدست نیامده، بلکه از طریق به کار انداختن استعداد های خاص ملت و شوق بی پایان آنها به کار بهتر و بیشتر، حاصل شده است.

با نگاهي به تاريخ معاصر ژاپن، مي­توان به اين جمع بندي رسيد كه تنها غرش توپ­هاي مهاجمان امريكايي، موجب پاره شدن چرت دويست ساله ژاپن نشد بلكه، زمينه­هاي قبلي اين بيداري از مدت­ها پيش فراهم شده بود. دگرگوني­هاي اقتصادي و رشد طبقه­ي سرمايه­دار شهري و به ويژه افزايش و گسترش اختلاف­هاي دروني، موجب ضعف حكومت وقت شد و لذا با نخستين فشار خارجي، از هم گسست. اين فروپاشي تنها در اركان حكومت رخ داد و جامعة ژاپن از نظر روابط اجتماعي و باورهاي قومي و سنتي، يكپارچگي خويش را همچنان حفظ كرد. انسجامي كه در فاصلة دو قرن ( 1868 – 1603 ) بر اثر تدبير حكومت­هاي وقت، بر سراسر اين كشور سايه افكند.

آيين بودا كه بدبيني و فنا انديشي را به پيروان خود ديكته مي­كرد، در ورود به ژاپن، فضايلي چون قناعت، مسالمت طلبي و فرمانبري را، به مردم تلقين كرد لذا هر پديدة تازه­اي كه وارد ژاپن مي­شد، تغيير شكل مييافت و با طعم ژاپني، به سفره­ها  مي­رسيد.

در اين اختصار موارد تمايز اساسي آموزش و پرورش ژاپن و علل موفقيت­هاي آموزش آن كشور بررسي شده است. ارضاي نيازهاي بچه­ها براي دوست يابي، احساس تعلق و وابستگي به يكديگر و ايجاد فرصت براي توسعه آن احساسات، زندگي مدرسه اي ايشان را شكل مي­دهد. رديف­هاي ذيل تا حدودي ساختار فكري و تشكيلاتي آموزش را در دوره­هاي پيش دبستان و دبستان ژاپن ترسيم مي­نمايد:

1.        كليد آموختن در رعايت دوستي و روابط دوستانه در محيط آموزش است.

2.     موفقيت در مباحث علمي و درسي به تنهايي، هدف غايي محسوب نمي شود، بلكه توسعه دانش اجتماعي و اخلاقي و تربيتي با هم در يك سطح متعادل، هدف اصلی به شمار می­آید.

3.        رقابت­ها بايد به حداقل برسد، زيرا همه بچه­ها با هم هستند.

4.     تمامي بچه­ها بدون درنظر گرفتن ميزان مهارت­هاي         درسي­شان، هر كدام سهمي در اداره مدرسه دارند و همگي به نوعي درگير كار و فعاليت هستند.

5.        بچه­ها به عنوان عضوي از جامعه مدرسه به شمار مي­روند و اين كار مبتني بر پاداش و تنبيه نمي­باشد، بلكه بر پايه مهرباني و شفقت است.

6.        طرح درس­ها همراه با درك بچه­ها و ميزان دانش ايشان انتخاب و توسعه مي يابد.

7.        ژاپن بيشترين سهم از توليد ناخالص ملي (  G.N.P) را صرف دوره­هاي آموزشي تا قبل از دانشگاه و بخصوص دوره هاي ابتدايي مي­نمايد.

8.        در پيش دبستاني كلاس­ها 30 – 40 نفري است و 94% مربيان زن هستند و نيمي از آنها زير 27 سال و صاحب فرزند مي­باشند.

9.        99% كودكان در مدارس ابتدايي عمومي و دولتي و 1% در مدارس خصوصي به تحصيل اشتغال دارند.

10.      جهت هماهنگي تحصيلات، بودجه ويژه­اي براي مناطقي كه از نظر اقتصادي در وضع نامطلوبي هستند، تعريف و تنظيم شده است.

11.      معلمين ژاپني بايد به مناطق مختلف كه از نظر جغرافيايي، اجتماعي و اقتصادي با هم اختلاف دارند، انتقال يابند.

12.     بسيار تأكيد شده كه معلمين در دوره­هاي پيش دبستاني و ابتدايي حداقل 2 سال با دانش آموزان باشند.

13.      معلم و شاگرد با هم درس مي­خوانند، ورزش مي­كنند و علوم و رياضي را تجربه مي­كنند و با هم غذا مي­خورند و در واقع يك واحد هستند.

14.      تمامي توجه معلمين صرف آموزش (به مفهوم زندگي مشترك) از طريق فعاليت­هاي كلاسي و جلسات روزانه مي­گردد.

15.      معلمين ژاپني از همه هنرها آگاهي دارند و براي تعيين سطح دانش آن­ها آزمون گرفته مي­شود.

16.    در ژاپن معلمين ابتدايي موقعيت اجتماعي ارزشمند و احترام فراواني دارند. آنها از مهندسين، كارمندان عالي رتبه و مديران ارشد سازمان­ها نيز احترام والاتري دارند. رقابتهاي فشرده براي كسب شغل معلمي در ژاپن به واسطه امتياز و مزاياي خاصي است كه براي آن درنظر گرفته شده است.

17.     مردودي در دوران ابتدايي مفهومي ندارد و همه با هم به دوره بعدي راه مي يابند.

18.    در دوران پيش دبستاني در همه آموزشها، بازي به عنوان محور اصلي محسوب مي شود.   بچه ها از اين طريق رشد هماهنگ فيزيكي و ذهني كسب مي نمايند.

19.    بچه­هاي 5 ساله نيمي از وقت خود را صرف بازي مي كنند. به عبارتي آن­ها كاملا آزادند تا هر بازي را به هر شكلي كه        مي­خواهند انتخاب نمايند و معلم هدايت كننده است.

20.     بچه­ها با واژه « دوستان » مورد خطاب واقع مي شوند.

21.   در هر كلاس يك گروه 5- 4  نفري است كه وظيفه هماهنگي بچه­ها با برنامه­هاي معلم و كلاس را به عهده دارد. اين گروه با وجود حضور معلم در كلاس كار جمع و جور كردن  بچه­ها و ساكت كردن آنها را به عهده دارد و در همه حال ياور معلم مي باشند.

22.   هدف اصلي، مشاركت تمامي بچه­ها در امور مدرسه است و معلم همه را مورد خطاب قرار مي­دهد و جهت نيل به اين هدف، بچه ها را با كلمه « دوستان » صدا مي­كند.

23.   معلم با مشاركت در تمامي فعاليت­هاي روزانه بچه­ها، از جمله خواندن سرود و آواز و انواع بازي­ها و بحث­هاي كلاسي آن­ها را براي شكل دادن جامعه كلاس و مدرسه آماده مي­كند.

24.   به منظور ايجاد روح گروهي بين بچه­ها، در مدارس ژاپن، جشن تولدهاي مشترك را در يك روز مي­گيرند و تمامي بچه­ها همراه با والدين خود در اين جشن شركت مي­كنند.

25.     در اين برنامه­ها تأكيد بر تحكيم روحيه خانوادگي و اين كه تمامي دانش آموزان اعضاي يك خانواده هستند، از اولويت نخست برخوردار است.

26.   ما درس مي­خوانيم، ما بازي مي­كنيم، ما دندان­هايمان را مسواك مي­زنيم، ما غذا مي­خوريم، ما مي­خوابيم، ما به خانه باز مي گرديم و بالاخره ما از خواب بيدار مي­شويم تا يك روز جديدي را آغاز كنيم.

27.      « به فكر ديگران بودن » سر لوحه تمامي كارهاي روزمره بچه­هاست.

28.   در امور هنري و ساختن كاردستي، بچه ها به صورت دسته جمعي پروژه­اي را اجرا مي­كنند، مثلاً براي ساختن يك هواپيماي مقوايي تقسيم كار مي­كنند و افراد مشغول انجام مسئوليت خود در كلاس مي­شوند تا كار تكميل شود.

29.   در ‎آغاز سال تحصيلي، بچه ها به مناسبت ورود دانش­آموزان جديد نقاشي مي­كشند و كلاس و مدرسه را تزيين مي­كنند و در تهيه پوسترهاي « خوش آمديد » با هم رقابت مي­كنند.

30.   در پايان هر سال، آلبومي از عكس­هاي دسته جمعي از گردش­هاي مدرسه­اي يا بازديدهاي علمي كه داشته­اند، تهيه        مي­شود و در اختيار بچه ها گذاشته مي­شود.

31.   در پایان سال تحصیلی، تأکید معلمین بر این مطلب است که هر یک از شما، دوستان و هم کلاسی­های خود را نباید فراموش کنید، زیرا آن­ها سرمایه­های ارزشمندی در ارتباط­های بعدی شما خواهند بود.

32.     معلمين در ابتداي روز خوشحالي خود را از رفتارهايي كه در آن كمك به هم شاگردي هاي كوچكتر، همكاري در نظامت، تشكر از آشپزها و كادر خدماتي و رانندگي سرويس و … باشد و تمامي كارهاي مثبت و با ارزش بچه ها ابراز مي­نمايند.

33.      همه كلاس­ها جلسات صبحگاهي دارند كه در آن فعاليت­هاي روز گذشته و ميزان تحقق اهداف و برنامه­هاي گروه مورد نقد و بررسي قرار مي­گيرد.

34.   در اين نشست­ها درباره رك­گويي و ذكر كارهاي خطرناكي كه بعضي از بچه­ها در بازي­ها و كارهاي روزانه انجام داده­اند،         بحث مي­شود. نقش معلم ارتباط دادن بچه­ها با هم و تقدير از كارهاي خوب و مثبت و تذكر و هشدار نسبت به كارهاي منفي و بد است.

35.   « وظيفه ما در مقابل شانه خالي كردن سرگروه و يا يكي از افراد گروه از كار و مسئوليت چیست؟ » اين عنوان و مشابه آن، عناويني است كه معلم در جهت بكارگيري ذهن و درگير كردن همه بچه ها در بحث مطرح مي نمايد.

36.     نقش معلم مانند پلي بين مباحث بچه هاست و تمامي توجهش بر آن است كه كسي كنار نكشد و همه درگير           بحث شوند.

37.   در پايان هر بحث، معلم از بچه­ها مي­خواهد تا از مسئول گروه­شان كه جلسه را خوب اداره كرده، تشكر كنند. لذا بچه­ها بلند مي­شوند و به او اداري احترام مي­نمايند، او نيز به جهت قدرداني از زحمات معلم، از كلاس مي­خواهد كه از معلمشان قدرداني و تشكر كنند.

38.      ساختن كاردستي و توليد وسايل مختلف به قصد فروش، از جمله فعاليت­هايي است كه زير نظر معلم انجام مي شود و نقش او به عنوان راهنماست.

39.     تمامي هدف­هاي آموزشی و تربيتي در دوران پيش دبستاني، بر پایه پنج هدفي است كه آموزش و پرورش ژاپن آن را تعريف و ابلاغ كرده است.

1)   داشتن يك زندگي شاد و يك ذهن و بدن سالم و فعال تحت پرورش عادات اساسي در زندگي روزمره.

2)    پرورش احساس مهرباني، اطمينان، همكاري و تعاون نسبت به ديگران و بيداري اخلاق در كودكان.

3)    پرورش احساس محبت و وابستگي نسبت به طبيعت              و تمامي موجودات و چيزهايي كه به نوعي در دسترس              همه ماست.

4)    همكاري در روابط بين انسان­ها و لذت بردن از مصاحبت با يكديگر تحت عنوان ايجاد علاقه مندي به مراودات زباني و اهميت آن در توسعه روابط.

5)    توسعه و رشد قدرت خلاقيت و تأكيد بر نهادي شدن آن در فعاليت­هاي گوناگون و نيز تجارب مختلف.

40.     در دوران پيش دبستاني بچه­ها در حين بازي به اهداف فوق دست می­يابند و نه به طور مستقيم و مجزا و جداي از امور روزمره آن­ها.

41.     تأكيد فراوان بر پرهيز از آموزش­هاي كلاسي و آكادميك در دوران پيش دبستاني.

42.   از معلمين و مربيان دوره پيش دبستان خواسته شده كه به طور مستقيم بچه­ها را وادار به نوشتن نكنند. چرا كه اين نوع آموزش بايد از دوران ابتدايي آغاز شود.

43.   بچه­ها بايد عادت كنند با هم فكر كنند و با هم شريك باشند، با هم كمك كنند و در غم و شادي هم سهيم باشند. هدف نهايي، ارتقاء فرهنگ درك مشترك بين بچه­هاست.

44.   « بچه­ها براي درس خواندن به مدرسه نمي­آيند. آنها به خاطر ديدن دوستانشان به مدرسه مي­آيند و من تمامي سعي و تلاش خود را در جهت چشاندن لذت اين دوستي­ها انجام      مي­دهم، بخصوص درباره بچه­هاي گوشه گير و كم ارتباط. »

« يك معلم ابتدايي در ژاپن »

45.   « معلمين ژاپني قوياً معتقد به آموزش همه بچه­ها با هم هستند. مهم­ترين وظيفه يك معلم توسعه و پيشرفت همه        بچه­هاست، نه فقط افراد باهوش و خاص.»

« يك كارشناس اروپايي در ژاپن »

46.     « وظيفه من خلق خاطرات شيرين براي بچه هاست. »

« يك معلم ابتدايي در ژاپن »

47.   تمامي تأكيدات و پيام­ها بر محور « به فكر خود نبودن »، برنامه­ريزي مي­شود، زيرا اين­ها پايه­هاي اساسي « همكاري­هاي بعدي بچه­ها در اجتماع » است.

48.   يكي از معلمين مي­گويد: « ما اوقاتي را كه مناسب مي­دانيم صرف انواع بازي با بچه ها مي­كنيم، زيرا كه معلوم نيست بچه­ها بعد از گذراندن اين دوران، فرصت­هاي مشابه ديگري در سنين بالاتر پيدا كنند.

49.   از دانش­آموزان خواسته مي­شود اطراف را پاكيزه نگه دارند و ميزشان را تميز و مرتب كنند و خود مراقب انجام مسئوليتي كه بر عهده ايشان است، باشند. اين آموزش تحت عنوان خود كنترلي يا اداره خود برنامه ريزي شده است.

50.     در ايام تعطيلات، معلمين تكاليف و برنامه­هاي درسي بچه­ها را به نشاني آنها پست مي­كنند.

51.     آوردن هرگونه و‍سايل اضافي ممنوع است و مرتب كردن ميز و كشوها به عهده خود بچه هاست.

52.     سعي مي­شود معلمين از تذكرهاي مستقيم پرهيز كنند و مطالب خود را توسط پوسترهايي به ديوار نصب مي­كنند.

53.     در كتب درسي موضوعاتي پيرامون دوست يابي، انضباط شخصي و بازي مطرح است كه توسط معلم نيز همين موضوعات دنبال مي­شود.

54.   در فرصت­هاي مناسب، معلم با ذكر موارد همكاري خود با اعضاي خانواده­اش، بچه را وادار مي­كند درباره همكاري­هاي خود در منزل اظهار نظر كند و در پايان مي­گويد ما در کلاس یک خانواده 36 نفری هستیم و به همين دليل مي­توانيم خوشبخت­تر باشيم.

55.     توجه در اين است كه بچه­ها در تمامي امور هم سطح باشند و اختلاف زيادي بوجود نيايد.

56.   در راه تحقق احترام به قانون و رعايت آن در زندگي اجتماعي، بچه­ها بايد به جامعه كوچكتري به نام مدرسه احساس تعلق نمايند و خود حافظ اين ارزش­ها باشند. در جهت نيل به اين هدف، اجراي مراحل ذيل در نظر گرفته شده است:

الف- بين بچه­ها بايد يك احساس دوستي نسبت به هم بوجود آيد.

ب – در تدوين قوانين مدرسه شركت كنند و نظر بدهند.

ج – بايد احساس مسئوليت نسبت به يكديگر در ايشان توسعه يابد.

57.   اولين چيزي كه بچه ها نياز دارند، احساس دوستي و محبت نسبت به يكديگر است و بيشترين چيزي كه دوست دارند، بازي كردن مي­باشد و معلم اين فرصت راحتي در كلاس برايشان فراهم مي آورد.

58.   يكي از معلمين مي­گويد: « من كار را با سرود و هنر آغاز مي­كنم و تخصص من نيز همين است. به آن­ها مي­فهمانم وقتي كاري به صورت دسته جمعي اجرا مي­شود، لذت بيشتري دارد و اين احساس را به آنان منتقل مي­نمايم كه از چیزهایی که همه در شكل­گيري آن سهيم بوده اند، احساس رضايت و شادي كنند.»

59.   بچه­ها دفتري به نام ( دفتر خاطرات روزانه ) دارند و در آن وقايع مدرسه و منزل و نظرات اعضاي خانواده شان را نسبت به مدرسه درج مي­نمايند. هدف از اين كار تمرين در بيان آراء و نظرات و ايجاد رابطه عاطفي بر پايه واقعيت­هاي موجود در زندگي بچه­ها مي­باشد.

60.     درس دادن يك هنر است و بهترين روش برقراري رابطه بين قلب­هاست. هدف درس دادن نيست، بلکه اول بايد رابطه عاطفي را توسعه داد.