آموزش فعالیت مدار (دکتر مهدی مهدوی نیا)

آموزش فعالیت مدار-دکتر مهدی مهدوی نیا
به نام خداوند جان و خرد
 
امروزه آموزش در بسیاری از مناطق جهان و به ویژه در ایران جایش را به تدریس داده است و در بسیاری از مدارس هدف آموزش که همانا کمک به رشد دانش آموز است به فراموشی سپرده شده است. درس دادن از نوع آموزش­های سنتی است که در آن میزانی از معلومات با تهدید و ارعاب و تحمیل انگیزه­های تحمیلی همچون امتحان گرفتن و غیره در ذهن دانش آموز انبار می شود که به هیچ وجه به درد او نمی خورد. در حالی که دانشمندان آموزش واقعی را در راستای نیاز دانش آموز تعریف می­کنند. برنامه درسی دقیقاً به تناسب سن و نیاز روز دانش­آموز طراحی می شود و با بهره­گیری از روش­­هـای نـویـن « دانـش­آمـوز محوری» همچون فعالیت مداری همراه با رویکرد مشارکتی و « هم آموزی » به اجرا  در می آید. نکتۀ دیگر این که ارزشیابی کار دانش آموز در درون روش­های اجرایی تعریف می شود و همراه با اجرا، چگونگی پیشرفت دانش آموز و میزان یادگیری او توسط خودش و همراه با معلم سنجیده می­شود. بدین ترتیب که معلم در ابتدای سال تحصیلی نیاز دانش آموز را بررسی می­کند و بر همان اساس برنامه درسی متناسب با آن را در خلال سال و همچنین در مقاطع مختلف سال تحصیلی طراحی می­نماید.
رویکرد آموزش، « هم­ آموزی » و « یادگیرنده محور » است و فعالیت­هایی که دانـش­آمـوز را درگیر می­کنـد یادگیری را تسهیل می­نماید. در این نوع آموزش معلم به دانش آموز یادگیری را می­آموزد نه موضوع درسی را. مسئولیت یادگیری در این نوع روش­ها بر عهده­ی یادگیرنده است نه معلم. معلم فقط موانع را از سر راه دانش آموز بر می­دارد و موضوع را به گونه­ای معرفی می­کند که دانش آموز خود و سرنوشت خود را در آن حس می­کند و خود شخصاً برای خود تصمیم­­سازی می­کند نه معلم و یا شخص دیگر. به عنوان مثال اگر درس ریاضی است حتما دانش آموز از نتایج درس آن روز در زندگی روزمره خود استفاده می کند، می­تواند حساب و کتاب کند و بر دانش و آگاهی­های خود می­افزاید، اگر درس علوم است فعالیت آن روز به بخشی از علوم می­پردازد و در سطحی طراحی می­شود که دانش آموز نسبت به آن احساس نیاز می­کند و بعد از خارج شدن از کلاس ابهاماتی برایش بر طرف می­شود. همین طور است درس تاریـخ و جغـرافی. به  همین منوال است درس ادبیات، زبان، ورزش، هنر و غیره.
در آموزش فعالیت محوری، هدف اصلی، رشد دانش آموز و بالا بردن توانایی­های او در جهت کسب دانش و مهارت است تا با تکیه بر آنها بتواند با کیفیتی کاملا متفاوت از گذشته در صحنه­ی زندگی ظاهر شود و قادر باشد امورات زندگی خود را سامان دهد.
در آموزش فعالیت مداری، نتیجه گیری­ها و مسائل نظری حین عمل و یا بعد از آن پدید می­آیند و یا تغییر می­یابند. در این نوع آموزش موضوع مورد یادگیری در عمل آموخته می­شود و پژوهش­ها هم عملکردی است. ارزشیابی حین عمل و طی یک فرآیند در ذهن مشاهده­گر « خـود یادگیـرنده » اتفـاق می­افتـد و کامـلاً واقعی و کیفی است.
در آموزش فعالیت محوری معلم فعالیت را به تناسب سن و نیاز واقعی او طراحی می کند و گاهی حین عمل در بستر آموزش خواه در کلاس باشد و یا بیرون از کلاس آن را با کمک دانش آموز تغییر می دهد. عناصر اصلی فعالیت ها به قرار زیر است:
1.                   نام موضوع
2.                   هدف و انتظارات
3.                   پایه تحصیلی دانش آموز
4.                   زمان لازم برای اجرای فعالیت
5.                   لوازم و ضروریات مناسب
6.                   شیوه و مراحل اجرایی مناسب
7.                   دست آوردها
مثال:
1.                   موضوع: آموزش چگونگی بحث و گفتگو
2.                   گروه سنی: ابتدایی
3.                   زمان: حدود 60 دقیقه برای کلاس های 25 نفره
4.                   منابع و لوازم: شیئ ای مانند یک صدف یا هر شیئ مشابه که در دست جای بگیرد.
5.                   هدف: کمک به دانش آموزان برای کسب مهارت بحث و گفتگو، تصمیم سازی، مشارکت و همکاری
6.                   روش اجرا:
1.                   دانش آموزان دایره وار روی صندلی­های خود می­نشینند.
2.                   با روش بارش فکری و مشارکت، موضوعی را که مورد قبول اکثریت باشد برای بحث و گفتگو انتخاب می­    کنند، مثلاً موضوعی مانند صلح، مسافرت، اینترنت، و غیره براساس قرعه و یا به صورت داوطلب یک نفر صدف را که در وسط میـز یا کـلاس قرار گرفتـه برمی­دارد و شـروع می­کند به بحث و اظهار نظر درباره موضوع انتخابی.
3.                   در اینجا تسهیل­گر یا معلم می­تواند زمانی را مثلا یک دقیقه برای هر فرد در نظر بگیرد.
4.                   آن گاه نفر اول که صحبتش تمام شد، صدف را در اختیار کسی می گذارد که می­خواهد بحث را دنبال کند.
5.                   این عمل ادامه پیدا می­کند تا همه فرصت صحبت کردن داشته باشند.
6.                   در باقیمانده ساعت کلاسی، مثلاً حدود 30 دقیقه در کلاس­های 90 دقیقه­ای، دانش آموزان به بحث و تبادل نظر درباره فعالیت می­پردازند.
7.                   این فعالیت به میزان زیادی مهارت­های بحث و گفتگو، گوش کردن، همکاری و مشارکت و تصمیم گیری را در دانش آموزان تقویت می­کند.
نتیجه کلی:
آموزش فعالیت محور علاوه بر ایجاد توانائی­های ذهنی و جسمی در کودک ، اعتماد به نفس و استقلال را در او رشد می­دهد و این « مهم » فرمایش و توصیه پیامبر اسلام (ص) را جامه عمل می­پوشاند که فرموده­اند احترام به کودک و دادن فرصت به او در انجام امورات مربوط به خود، فرزند را با استقلال، اراده و اعتماد به نفس می­سازد.
« کودکی که از اول ارزش خویش را درک کند روزی که بزرگ شد یک عضو مستقل اجتماعی است، خود را زبون و فرومایه نمی­بیند و پستی و حقارت در حریم فکر او راه ندارد». ( فلسفی، 1348 ، صفحه 95)
مقاله  2-  آموزش مشارکتی و موردپژوهی ، تفکرات و اندیشه های نو ( واحد آموزش مجتمع)
موضوعات :
1.       توصیه ای به معلمان جوان و نوآور
2.      یادگیری حین آموزش
3.      قضاوت در مورد پیشرفت و موفقیت
1.      توصیه ای به معلمان جوان و نوآور
نخستین توصیۀ من به مربیان جوان: “شما می توانید از اینجا به آنجا برسید.” منظور از اینجا جایی است که هم اکنون در آن قرار دارید، نقطۀ شروع شما، این که شما طالب نوآوری هستید. و منظور از آنجا مهارت و تبحر است، جایی که در آن استفاده از شیوۀ موردی و یا گفتگو به نظر آسان می نماید. اما لازمۀ این امر تلاش است. همین طور که بزرگترین سخنرانان نیز نیازمند تلاش می باشند.
اما درمورد شیوۀ موردی، ویژگی مهم دیگری نیز وجود دارد، و آن این که کار شما باید مورد مشاهده دوستان و قضاوت خودتان قرار گیرد. درواقع شما به فردی نیاز دارید که به شما بازخورد ارائه دهد. پس اگر معلمی جوان هستید و کار خود را به تازگی آغاز نموده اید، دوستی پیدا کنید. مثلاً می توانید از میان همکاران فردی جوان و علاقمند همچون خود بیابید و در کلاس های یکدیگر حضور یابید.
سعی کنید در مسیر تمرین روش های گوناگون، در یک زمان مشخص تنها یک یا دو روش را تمرین کنید. مثلاً اگر می خواهید روش “پرسشگری” را تمرین کنید، تنها بر همین روش تکیه نمایید تا این روش را به خوبی در تمامی دانش آموزان نهادینه سازید. و یا اگر می خواهید مهارت های شنیداری را تقویت کنید، با ابزار و روش های شنیداری مختلف تمرین خود را انجام دهید.
زمانی که من کار تدریس خود را آغاز کردم، شنوندۀ ضعیفی بودم، طوری که نمی توانستم پس از ابراز نظرات سایرین، سئوالی نپرسم. همین باعث شد که ترفندی به کار بندم و تعداد نظراتی که می توانستم بدون هیچ گونه مداخله ای گوش دهم را بشمارم.
من کارم را با این باور آغاز کردم: “خوب است بدون هیچ گونه مداخله ای به نظر دیگری گوش سپارم.” پس از چند هفته می توانستم به نظر دو و بعد سه نفر گوش دهم. مادامی که موفق شدم بدون هیچ مداخله ای به نظر 5 تا 6 نفر گوش سپارم، حس خوبی پیدا کردم و دیگر نگران آن مسئله نبودم. درواقع روند این ارتقاء و پیشرفت روندی بود روبه فزونی و رشد.
  2.      یادگیری حین آموزش
به عقیدۀ من، ما از تجربه های موردی خود می آموزیم، اما به شکلی متفاوت در لحظات گوناگون زندگی یک مورد. در نخستین دفعاتی که به یک مورد جدید آموزش می دهم، چیزهای فراوانی می آموزم، آن قدر زیاد که حتی تصورش را هم نمی کردم. دانش آموزان در راه کسب بصیرت و آگاهی چیزهای زیادی تولید می کنند. من تا زمانی که حداقل یک تا دو بار به یک مورد آموزش نداده باشم، هیچ نکتۀ آموزشی برای خود نمی نویسم. چرا که من از دانش آموزان خود چیزهای زیادی می آموزم.
            اما از طرفی در مواردی دیگر، با وجود آموزش های فراوان، ایده های کمی از دانش آموز می گیرید. با این کار، تجربه ای مشخص و روشن کسب می کنید. شما به طور مرتب با دانش آموزی روبه رو می شوید که یا در ساعت کلاسی و یا بعد از آن به سراغ تان آمده، می گوید، “من از کلاس لذت می برم.” و این دقیقاً مثل مواردی است که در جایی دیگر تجربه ای متفاوت کسب می کنیم. از آنجایی که افراد مختلف از فیلترهای خاص خود استفاده می کنند، موردهای مختلفی انتخاب می کنند، و از آنها الهام می گیرند، شرایطی که شما در آن قرار دارید شرایط یادگیری است.
3.      قضاوت درمورد پیشرفت و موفقیت
قضاوت درمورد موفقیت یک مورد از دشوارترین چالش هاییاست که شما با آن مواجه می شوید. یکی از دلایل این دشواری این است که شما گاهی تا 20 سال از آن مورد هیچ خبری ندارید، و آن زمانی است که دانش آموز بازگشته، می گوید: “آیا به خاطر داری من از فلان مورد چه آموختم؟ من گفتم و گفتم، حق نه با آنها، که با من بود، و من بالأخره توانستم آن را به کار بندم.”
            بنابراین بخشی از علت آن دشواری مربوط به عدم آگاهی ما در سال هایی متمادین است. درخلال کار، ما قضاوت هایی می کنیم: این که آیا دانش آموزان به قدر کافی آموخته اند؟ آیا بدون نیاز به راهنمایی من و با دقت کافی کار خود را با دقت کافی انجام دادند؟ اگر آموخته اند، پس مرحلۀ سخت را پشت سر گذاشته و آماده شده اند.
            در روش دوم قضاوت، کار خود را نه در یک کلاس، بلکه در دیگر کلاس ها انجام می دهم. درمورد دانش آموزی، مفاهیم آلی و مکانیکی را معرفی کردم. اگر در کلاس های دوم و سوم، به دانش آموزان فرصت تشخیص این تفاوت را بدهم، و آنها این کار را به تنهایی انجام دهند. حتی زمانی که در صورت سئوال مطرح نشده دانش آموز موفق بوده.
            سوم، از روی میزان درگیری بچه ها در انجام کار قضاوت می کنم. درگیری به معنی بالا رفتن افراد از دیوار نیست. بلکه به معنی تمرکز شدید بر مواردی چون: دنبال کردن، گوش سپردن، و تکمیل گفته های سایرین است. این کار گاهی بسیار هیجان انگیز و سرشار از انرژی است و گاهی بسیار کند پیش می رود، چرا که افراد غرق در تفکر هستند.
            روش آخر قضاوت، مراجعه به نتایج آزمون هاست. آزمون ها فرصتی در اختیار دانش آموزان می نهد تا هر آن چه آموخته اند را به کار بندند. آزمون را می توانید با توجه به دورۀ مورد نظر مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید. برای این کار می توانید از چارچوب های زیادی استفاده کنید. مهم نیست چه چارچوبی، فقط چارچوبی که انتخاب می کنید مرتبط باشد. من معمولاً می توانم با توجه به آزمون ها به میزان آموخته های دانش آموزان از روی موارد فردی واقف شوم.
                                                                                                                                        واحد آموزش