تاثیر هنر بر خلاقیت (سحر اصلانی)

 تاثیر آموزش هنر بر خلاقیت کودکان و نوجوانان در آینده

سحر اصلانی، کارشناس ارشد گرافیک و صلاحیت مدرسی از دانشگاه تربیت مدرس:سرعت و شتاب زندگی و پدید آمدن تحولات شگفت انگیز از ویژگی‌های عصر حاضر است و هر لحظه اتفاقی جدید در حال وقوع است و این اتفاقات همچون حلقه‌های زنجیر به یكدیگر متصل بوده و از دل زمان خارج می شوند . تولید علم و دانش چنان سرعتی به خود گرفته است كه بارانی از اطلاعات بر روی سر انسان ها فرو می ریزد .
شبكه اینترنت كه ریشه‌های گسترده فناوری اطلاعات را تشكیل می‌دهد با سرعتی شگفت‌انگیز به پیش می‌رود، هر نقطه‌ای از كره زمین را تحت سیطره خود در می‌آورد، هر لحظه مغز یك انسان را به هزاران انسان دیگر مرتبط می‌كند و بدین وسیله او را در میان سیلاب اطلاعات رها می‌سازد.
در این دوران، انسان باید علاوه بر زندگی در محیط در حال تغییر، بتواند خلاقانه بیاندیشد و با ایجاد افكار نو به حل مشكلات بپردازد و با هنرمندی سكان كشتی زندگی خویش را در این دریای متلاطم به پیش ببرد. حال تصور كنید فردی ساعت‌ها در حال نقاشی كردن است و به دور از هیاهوی دنیای امروز، در تخیل خود سیر می‌كند و گویی ذهن او در دریای آرام درون، قلابی را رها ساخته و ساعت‌ها به دنبال یافتن چیزی تازه در دل این دریاست .
در این میان ممكن است پرنده ذهن او به آسمان پرواز كند و در جستجوی خالق خویش به سیر و سیاحت بپردازد و یا در دل اعماق دریای وجود به جستجوی درون خود بپردازد و هر لحظه تجربه‌ای كسب كند و در این میان چه بسا اولین جرقه‌های خلاقیت پدیدار شده و زمینه ساز افكار نو شود. هنر قادر است شرایطی را فراهم كند كه آدمی بتواند به دور از هیاهو در میان زیبایی‌ها سیر كند و بدین وسیله به آرامش برسد و در كنار آن عمیق‌تر بیاندیشد.
كودكان و نوجوانان امروز، نیازمند هنرند تا در آینده با كمك آن بتوانند بهتر اندیشه نمایند.برای پی بردن به اهمیت هنر در بروز خلاقیت بهتر است تعریفی از خلاقیت داشته و سپس به بیان ویژگی‌های فرد خلاق بپردازیم .
خلاقیت:بیان تعریفی جامع از خلاقیت كار سختی است و صاحبنظران تعاریف مختلفی ارائه كرده‌اند. شاید ساده‌ترین تعریفی كه بتوان از خلاقیت داشت عبارت است از :”فردی فكری نو و متفاوت ارائه دهد .”
“استیفن رابینز ” خلاقیت را به معنای توانایی تركیب اندیشه‌ها و نظرات در یك روش منحصر به فرد با ایجاد پیوستگی بین آنان بیان می‌كند.
“گیلفورد” خلاقیت را با تفكر واگرا (دست یافتن به رهیافت‌های جدید برای مسائل) در مقابل تفكر همگرا (دست یافتن به پاسخ) مترادف دانسته است. افرادی كه تفكر واگرا دارند در فكر و عمل خود با دیگران تفاوت دارند و از عرف و عادت دور شده و روش‌های خلاق و جدید را به كار می‌برند. برعكس كسانی كه از این خصوصیت برخوردار نیستند تفكر همگرا دارند و در فكر و عمل خود از عرف و عادت پیروی می كنند.
مهم‌ترین ویژگی‌های یك افراد خلاق به شرح زیر است :
-انگیزه بالایی برای پیشرفت دارند.
-آنها كنجكاو و جستجوگرند.
-در انجام كارها دارای پشتكار و انضباط هستند.
-انگیزه فراوانی برای كسب دانسته ها و تجربیات جدید دارند.
-شوق فراوان برای زندگی كردن دارند .
-زیباپسند بوده و علاقمند به آثار هنری هستند.
-می توانند بر روی دیگران بسیار تاثیر گذار باشند .
-دارای قوه تخیل (فعال ) بالایی هستند.
-میل به استقلال دارند و از اینكه همرنگ جامعه باشند می‌پرهیزند و در مواردی كه دستورهایی بر خلاف میل و یا اعتقادات خود دریافت كنند به سرپیچی از آنها تمایل نشان می‌دهند
-در زندگی كمتر جزیی نگر هستند.
-پیچیدگی در امور را بر سادگی ترجیح می دهند.
-روحیه ای طنزگونه دارند و از شوخ طبعی برخوردارند.
-تمایل به انجام كارهایی دارند كه با ریسك توام است .
-افراد خلاق كارها را به خاطر لذت و رضایت بخشی انجام می دهند و كمتر تحت تاثیر عوامل بیرونی نظیر شهرت ، پول و یا تایید دیگران كار می كنند.
-گرایش به سادگی و ایجاد نظم دارند.
-در انجام تصمیم گیرها انعطاف پذیرند.
-مسائل پیچیده را به مسائل ساده ترجیح می دهند.
-آنها تمایل دارند كه احساسات و هیجانات خود را صریح بیان كنند.
افراد خلاق از هوشی بالاتر از حد متوسط برخوردارند.
– به موضوعاتی توجه می كنند كه دیگران به آن توجه نداشته اند .
-در مواردی آنها برای یك مسئله می توانند چندین راه حل داشته باشند.
اگرچه تمامی عوامل فوق در یك فرد خلاق ممكن است وجود نداشته باشد اما می‌توان گفت این ویژگی‌ها ممكن است در افراد خلاق بیشتر دیده شود.
حال با توجه به تعاریف بیان شده در می‌یابیم كه هنر بواسطه ویژگی‌های زیر می‌تواند زمینه ساز خلاقیت در انسان باشد :
1-هنر آدمی را وادار می كند كه تجربیات جدیدی كسب كند و آن را به دیگران منتقل كند و این خود سرآغاز تبادل اندیشه و ظهور افكار نو خواهد بود و به گفته ارنست دیمنه از پایه گذاران آموزش و پرورش فرانسه ، هنگامی كه انسان افكار و تجربیات جدید خود را به دیگران منتقل می كند و از ذهن خود خارج می كند باعث شود همچون حلقه ای از زنجیر عمل كند كه با كشیدن آن به بیرون از ذهن باعث بیرون آمدن افكار جدید تری می شود و این اقدام سبب به فعال نمودن مغز برای اندیشیدن بیشتر می شود.
2-هنر كمك می كند ذهن آدمی در فضایی آرام بخش و با آزادی سیر كند، كاوش نماید و چیزهای جدید كشف كند و اندیشه هایی بروز دهد كه تجربه نشده است . اصولا هنگامی كه ذهن انسان در فضایی ناآرام بسر می برد و دچار تضاد ها ،نگرانی ها و دغدغه های فراوان است بخش زیادی از انرژی مغز برای مقابله با این نابسامانی ها به هدر می رود و در نهایت خسته و درمانده می شود وهنگامی كه ذهن خسته است عمق تفكر بسیار نزول می كند و انسان قادر به اندیشیدن عمیق نیست و تنها در هنگام كاركردن ، تمایل دارد كه كارهای تكراری كه نیازمند تفكر نیست را به انجام رساند و اگر این عارضه در یك جامعه گسترش یابد می توانیم حدس بزنیم تا چه حد مردم تمایل خواهند داشت برای انجام امور تفكر كنند و فعالیت های خود را با عقل و اندیشه پیش ببرند.
3-هنر زمینه ساز انگیزش است و انسان را وادار به حركت می كند . انسانی كه با انگیزش بوده و هدفمند به پیش می رود ،خلاقیت او را همچون دوست برای رسیدن به هدف یاری خواهد کرد.
4-هنر با خلق زیبایی ها به مغز انسان آرامش می بخشد و شرایطی را پدید می آورد كه سلول های مغزی در فضایی به دور از هیاهو و نگرانی اندیشه نمایند،چراكه محیط پر استرس و نگران كننده ، برای سلول های مغزی مخرب است.
5- هنر می تواند آدمی را به درون خویش هدایت نماید و اگر انسان در این میان خویش را بشناسد و رسالت و هدف بزرگی را برای خود كشف نماید ، باعث ایجاد تحولی در انسان می شود كه زمینه ساز انگیزش درونی بوده و این خود پیش زمینه خلاقیت در انسان خواهد بود.
6-هنر بهره گیری از قوه تخیل فعال را در انسان تقویت كرده و این خود می تواند زمینه ساز افكارنو شود .بسیاری از اختراعات بزرگ برگرفته شده از تخیل ذهن بزرگانی است كه در گذشته این اختراعات را در ذهن خود تصور كرده بودند و سپس توسط دیگران به عمل تبدیل شده است. .
7-هنر زمینه ساز جستجو گری انسان به سوی خالق خویش است كه این می تواند سرآغاز رشد اخلاق و شكل گیری خلاقیت مثبت و اثربخش در انسان باشد .بطور مسلم خلاقیت زمانی برای بشر قابل ارزش خواهد بود كه ثمره های آن برای انسان نیكبختی و سعادت در پی داشته باشد.
8- هنر زمینه ساز ثبت تجربیات بشر است ، تجربیات ثبت شده بشر مهم ترین چیزها برای واداركردن انسان ها به تفكر است و رشد تفكركردن سرآغاز دست یابی به افكار نو و بروزخلاقیتخواهدبود.
9-مغز از دو نیمكره تشكیل شده است .دو نیمه مغز شبیه یكدیگر بوده و هماهنگ با هم عمل می كنند . فعالیت هایی نظیر ریاضیات ،زبان و ارتباط كلامی ، منطق،بررسی و تجزیه و تحلیل و نویسندگی در نیمه سمت چپ مغز انجام می شود و فعالیت های نظیر تصور و تجسم ، شناخت رنگ ، موسیقی ،وزن و آهنگ ، خیالات و آرزوها بر عهده نیمه راست مغز است . هرگاه انسان بتواند از دو نیمه مغز استفاده كند كارایی مغز بطور فوق العاده ای افزایش خواهد یافت . نود درصد مردم با سمت چپ مغز خود فكر می كنند بسیاری از دانشمندان با بهره گیری از هنر تلاش كرده اند نیمه راست مغز خود را فعال نگهدارند و به همین علت لازم است كه با بهره گیری از هنر قابلیت های مغزی خود را افزایشدهیم
10-..هنر دارای تاثیرات درمانی بر روی بدن انسان دارد كه با بهره گیری از آن می توان به درمان بعضی عارضه ها پرداخت و یا از بعضی مشکلات پیشگیری نمود و این خود سبب سلامت جسم و مغز می شود.روانكاوان معتقدند هنر از نظر عاطفی موجب كاهش احساس خشم و نفرت و پرخاشگری در كودك می شود و خلق آثار هنری می تواند باعث تقویت اعتماد به نفس در كودك شود . بكار گیری روش های درمانی نظیر نمایش درمانی ، قصه درمانی ، هنر درمانی ،كاربرد موسیقی در درمان بیماران مضطرب و افسرده در حال افزایش است .

در کلاس نقاشی راهنمایی شهید مهدوی سعی شده به خلاقیت و ایده پردازی توجه بسیار شود.در این کلاس به آموزش تکنیک‌های متفاوتی مثل آکرلیک،اکولین،پاستل گچی و…پرداخته می‌شود. علاوه بر آن دانش‌آموزان با مبانی هنرهای تجسمی آشنا می‌شوند، سبک‌های مختلف نقاشی به دانش آموزان معرفی و آموزش داده می‌شود. آثار نقاشان معروف مورد بررسی و تحلیل قرار می‌گیرد.در روش تدریس سعی شده  از الگوهای آموزش فعال حتما استفاده شود.