مجموعه مقالات آموزشی ( پروانه پرورش)

مجموعه مقالات آموزشی – پروانه پرورش

1- آموزش یک فعالیت فرهنگی است
آموزش چیزی است که شخص با انس گرفتن با یک فرهنگ آن را دریافت می کند نه با مطالعه رسمی آن.
آموزش از طریق مشارکت غیر رسمی در مدت زمان طولانی انجام میشود.
نظریه های فطری بودن آموزش یا فراگیری در دوره های تربیت دبیری از نظر ما مطرودند.
بیشتر مردم برای معلم شدن درس نخوانده اند ولی اغلب دانش آموز بوده اند.
مردم ،یک فرهنگ و تصویری ذهنی از چگونگی آموزش دارند .این تصویر سناریو است..
سناریو و نسخه ای ذهنی از الگوی آموزشی است.
درس ها توسط معلمانی تدریس می شود که این الگوهای ذهنی را دارند.
بازی کودکانه در مورد کلاس داری در بین کودکان رواج دارد. حتی قبل از سن مدرسه این سناریوها در ذهن کودکان شکل می گیرد. لذا همه این سناریوهای فرهنگی را بلد هستیم.
فعالیتهای فرهنگی مثل آموزش، در سطح بالایی از رشد و تکامل خود ابداع نشده اند
بلکه در طول زمان شکل گرفته اند و شبکه محکم و پایداری از باورها و پیش فرض هایی را که بخشی از فرهنگ است را شامل می شوند.
سناریوهای آموزشی هر کشور، متکی برمجموعه ی نسبتا  کوچک و پنهانی از عقاید اساسی در باره ماهیت موضوع، چگونگی یادگیری دانش آموزان و نقشی متکی است که معلم باید در کلاس بازی کند.
این عقاید و باورها که اغلب ضمنی ومستتراند موجب بقای سیستم های فرهنگی در طول زمان می شوند و باید ویژگی های آموزش را در قالب سیستم های نهفته و بنیادی که در آن ها ریشه دوانده اند ،بررسی کرد.
این سیستم های آموزشی را ازآنجا که فرهنگی هستند ،باید در ارتباط با عقاید و باورهای فرهنگی بررسی کرد.
سناریوهای فرهنگی رفتار راهدایت می کنند و همچنین به شرکت کنندگان می گوید که چه انتظاراتی را باید داشته باشند .سناریوهای یاد شده به صورتی بسیار گسترده در درون یک فرهنگ مورد استفاده قرار می گیرند و بنابراین به سختی میتوان آن ها را مشاهده کرد.
شام خانوادگی یک رویدادی است که هر روز اتفاق می افتد و اغلب بدون در نظر گرفتن همه جوانب درنظرگرفته شده ی این رویداد ،در آن شرکت می کنند. همه تقریبا به موقع سرمیزمی آیند و غذا می خورند .لیست غذا توزیع نمی شود، بلکه غذا را به صورت سرو شده سر میز می آورند .سپس غذا دست به دست می شود و هر کس به هر اندازه ای که میدان آن را در ظرف خود می ریزد و افراد بدون در  نظر گرفتن موضوع خاصی به صحبت کردن می پردازند.هرکس می تواند در بحث شرکت کند و نظر خود را بیان کند.
شام خانوادگی فعالیت آشنایی است که نشان دادن همه ویژگیهای معمول آن غیرعادی وعجیب به نظر میرسد .ما به ندرت در باره تفاوتها و اختلاف آن با آنچه که هست، فکر می کنیم .به عبارت دیگر اگر یکی ازموارد عادی تغییر کند ،فورا متوجه می شویم .برای مثال اگر در یک شام خانوادگی لیست غذا ارائه شود ،ما را شگفت زده خواهد کرد.
سناریوهای فرهنگی از طریق مشاهده و مشارکت آموخته می شوند نه از راه مطالعه آگاهانه.
سناریوها به طور گسترده در درون یک فرهنگ مورد استفاده قرار میگیرند و به سختی می توان آن ها را رویت کرد.
یادگیری کامپیوتر برای بزرگسالان یک فعالیت فرهنگی نیست زیرا باید از طریق مطالعه کتاب و رفتن به کلاس های متعدد حاصل شود ولی برای کودکان یک فعالیت فرهنگی است زیرا در کنار برادر و خواهر خود آن را فرا می گیرند.
فعالیت های فرهنگی در طول زمان بسیار پایدارند و به آسانی تغییر نمی کنند زیرا مانند یک سیستم هستند و سیستم ها ی پیچیده مانند آموزش به سختی تغییر می کند .علت دیگر این است که فعالیتهای فرهنگی آن چنان در یک فرهنگ کسترده اند که برای اعضای آن فرهنگ چندان آشکار نیست.
تشخیص و توجه به جنبه سیستمی و فرهنگی باعث بهبود آموزش خواهد شد.
——————————————————————————————————–
2- تغییر فعالیت های فرهنگی
فعالیتهای فرهنگی دو ویژگی عمده دارند : –  در طول زمان بسیار پایدارند    2 -به آسانی تغییر نمی کنند.
دلایل:
·        فعالیتهای فرهنگی مانند یک سیستم هستند و سیستمهای پیچیده از جمله آموزش به سختی تغییر میکنند.
·       فعالیتهای فرهنگی ریشه در یک فرهنگ گسترده دارند به نحوی که برای اغلب اعضای آن فرهنگ چندان آشکار نیست.
·        تشخیص وتوجه به جنبه سیستمی و فرهنگی باعث بهبود آموزش خواهند شد.
·        کل سیستم چیزی بیشتر از اجزای آن است. با تغییر دادن یک عنصر ،سیستم باسرعت بسیار ،همان کارکرد قبلی را ادامه میدهد و  “آسیب دیدگی را بازسازی” میکند.
مثال: در امریکا برای جلب توجه دانش آموزان به ارائه مطالب درسی از اورهد استفاده میشود .حال اگر بجای آن از تخته سیاه استفاده شود، آموزش تغییر چندانی نخواهد کرد زیرا آنها از تخته نیز باز برای جلب توجه دانش آموز استفاده خواهند کرد.
اصلاحات آموزشی در امریکا، اغلب برای تلاشی برای تغییر در عملکرد درشاخص های کمی بوده است،که این تلاش ها برای تغییر ،عموما کاایی نداشته اند.این شاخص ها از قبیل : فعالیتهای فردی وگروهی،استفاده ازاستدلال در کلاس و …….
سیستم تغییرات فردی را جذب میکند و میبلعد درنتیجه اگر چه ویژگیهای سطحی ظاهرا تغییر میکنند ولی ماهیت اساسی آموزش ثابت می ماند و بهبودهای پیشبینی شده در یادگیری دانش آموزان تحقق نمی یابد و همه از خود می پرسند که چرا چنین شده است؟
حتی کتابهای درسی نیز میتوانند درسیستم غرق شوند و تغییر واصلاح آن ها نیز کم اثر شود.
دردهه 1960 کتابهای ریاضیات تغییر کرد اما ریاضیات جدید به همان روشی که به معلمان آموزش داده شده بود ،تدریس شد و تقریبا هیچکدام از مفاهیم، روشها و یا ایده های جدید و موثر ریاضی جدید ،ظاهر نشد.
سیستمهای آموزشی پایدارند و از آنجا که دانش آموزان بخشی از سیستم هستند ،تاثیر عمده ای در تغییر آن دارند. برای مثال یک معلم امریکایی روش تدریس خود را تغییر داد و مانند یک معلم ژاپنی، به جای استفاده از سوال و پاسخ کوتاه، درس را با یک مسئله آغاز کرد و به دانش آموزان جهت حل آن  10 دقیقه فرصت داد .اما آن ها مانند دانش آموزان ژاپنی عمل نکردند. نتیجه سیستم های آموزشی از آنچه معلم انجام میدهد ،فراترند.
هدف آموزش ریاضیات در کشورها شباهت دارد ولی میزان موفقیت یکسان نیست و به عوامل مختلفی بستگی دارد از جمله:
Ø      -فرهنگ آموزش- روش های دخیل در فرهنگ یاددهی  -یادگیری- عناصر فرهنگ آموزش
Ø      -کتابهای درسی
Ø      -برنامه های آموزشی و درسی
Ø      شکل و ساختار امور آموزشی و مثل ساعات تدریس- میزان تدریس-روش های ارزشیابی آموزشی-باورها و انتظارات دانش آموزان و معلمان در باره نقشها و اهداف آنها از فعالیتهای آموزشی و فرایند یاددهی- یادگیری
مجموعه عوامل فوق تا حدود زیادی آنچه را که در کلاس درس روی میدهد را مشخص میکند.
اگر همکاری معلمان جهت بهبود روش ها یآ موزش جلب نشود، عاقبت تاسف باری در انتظار است نه به این دلیل که فرصتی از دست خواهد رفت ، بلکه به این دلیل که این تنها فرصتا ست.
معلمان کلید پر کردن شکاف آموزشی هستند
نظام آموزشی باید از تلاش معلمان برای بهبود روش ها یآ موزش حمایت کند.
آنچه مهم است و در حال حاضر باید انجام شود،پیدا کردن راه هایی است که برای فراهم آوردن فرصتهای یادگیری که دانش آموزان به منظور رسیدن به استانداردهای نوین به آنها نیاز دارند.
آموزش رکن اول در تلاش مستمر برای بهبود مدارس است. (بهبود برنامه درسی،سنجش و از همه مهمتر آموزش)(استانداردها،درسهای هردوره رامشخص میکندوسنجش،نشانگر ها را تعیین می کن دولی این آموزش است که باید بهبود یابد و ما را در راه موفقیت سوق دهد (از استانداردهای تراکم دانش آموز در کلاس و …. مهمتر است(
هر چه اندازه کلاس (تعداد دانش آموزان در کلاس) کم شود ولی معلم از همان روش قبل استفاده کند، فرصت یادگیری راا ز این ها هم خواهد گرفت.
عوامل جانبی وقتی موثرند که به طور اساسی، آنچه که در کلاس درس اتفاق می افتد را بهبود بخشند .(دانش معلم را برای اجرای روش اثر بخشتر افزایش دهد)
آمو زش فرایندی است که به صورت ویژه جهت تسهیل یادگیری دانش آموزان طراحی شده است.
بهبود کیفیت آموزش باید در سرلوحه تلاش های بهبود یادگیری دانش آموزان قرار گیرد.
مسلم است که دستاوردهای دانش آموزان تغییری نمی کند مگر آن که معلمان از روش های آموزشی اثر بخش تری استفاده کنند.
——————————————————————————————————-
 3- طراحی الگوی آموزشی

طراحی ا لگوی آموزشی 7 مرحله دارد:

1-تجزیه و تحلیل مشکل

2-تجزیه و تحلیل حیطه ها

3-تجزیه وتحلیل هرکار

4-مرتب کردن عناصر اصلی و محتوای تقویتی آن

5- تهیه درس ها (مهمترین اهداف: به خاطرسپاری اطلاعات، به کارگیری مهارتها ومهارتهای تفکربرتر

6-طراحی تعاملی پیام (نظامهای متکی به انسان، نظامهای متکی بر چاپ، وسایل دیداری، و سایل دیداری-شنیداری،کامپیوتر(

 7-ارزشیابی آموزش (منجربه رفع نواقص احتمالی آموزش و مقرون به صرفه کردن ارائه آموزش های مختلف میشود.

1-      مشکلات ا ساسی نظامهای آموزشی سنتی تاکید زیاد بر آنچه باید انجام شود (روشها) و عدم توجه کافی به دلیل انجام دادن آن کارها (اصول(

2-      -توجه کم به ارتباط متقابل بین فعالیتها  (بعضی فعالیتها بسیار توصیه و گروهی نادیده گرفته میشود

3-      خط مشی های ا نتخاب و استفاده از رسانه اغلب حذف شده است.

خط مشی :بهترین روش شناخته شده برای یک موقعیت خاص .

راهبردهای آموزشی بسیار گسترده تراز فنون هستند به نحوی که در اجرای راهبرد از فنون مختلفی استفاده میشود.

مثال: استفاده ازاستقرا یک راهبرد است و N=1 -N=2 فن است.

بیشتر الگوهای سنتی دو راهبرد برای مرتب کردن محتوا دارند:

1-رویکرد سلسله مراتبی

2-رویکرد روش کاری (پردازش اطلاعات)

هر دو این رویکردها ریشه در روانشناسی رفتاری دارند و ماهیتی متشکل از اجرا دارند.

درهرزمان بخشی از موضوع به فراگیر آموخته میشود و او فقط در انتهای آموزش میتواند کل موضوع را یکجا ببیند یا تمرین کند .این راهبرد برای موضوعات ساده و کوتاه خوب است.

راه دیگر : روش آسان سازی شرایطا ست به این معنا که ساده ترین موردی که یک متخصص در دنیای واقعی با آن روبرو می شود شناسایی می شود و سپس آموزش با مثالها و تمرین مربوط به همان مورد آغاز می شود.

بااین روش آموزش حتی میتوان موضوعات شناختی پیچیده را که آموزشی 10 ساعته لازم دارد را تدریس کرد.

پس از شناسایی شرایط آسان سازی موضوع برای عملکرد مشخص، یک یک آن را در یک طرح آموزشی حذف می کنیم.

فراگیر دیدی جامع نسبت به کل موضوع کسب می کند گرچه در این زمان این دید ،الزاما دیدی ساده و محدود باشد.

این راهبرد ساده ،موجب بهبود انگیزه، درک وانتقال یادگیری ویادآوری میشود.

این دید جامع مانند یک طرح واره فرد را قادرمی سازد تا با پیشرفت آموزش به شرح و بسط آن بپردازد.

الگوهای سنتی، معمولا فرایندی خطی هستند :1-تجزیه وتحلیل مشکل 2-….

درموقعیت های مختلف، راهبردهای مرتب کردن گوناگونی مورد نیاز است.

الگو باید فرایندی دوری و نظام دار باشد وطراحی هریک از اجزای فرایند باید نیازهای مربوط به سایر اجزا را برآورده کند.

انتخاب وکاربرد رسانه ،دوری بودن وارتباط بسیار را مشخص می کند زیرا برهمه جوانب تاثیر دارد.

انتخاب رسانه فرایندی تدریجی است که در طول فرایند بزرگتر توسعه نظامهای آموزشی انجام میشود.

درنمای کلی تهیه نظامهای آموزشی، مسئو لان ازمرحله 1 ودبیران ازمرحله 3 شروع می کنند.

مسئولان به این دلیل بایدازمرحله 1 (تجزیه وتحلیل مشکل)آغاز کنند که احتمالا آموزش بهترین راه حل برای رفع مشکل نیست و تصمیمات معدودی در این زمینه گرفته شده است.

آموزش مانند نقشه ساختمان است.درآموزش محتوا، راهبردهای آموزشی ورسانه مناسب انتخاب، مرتب و استفاده میشود.

1-تجزیه و تحلیل ماهیت اساسی مشکل

2-تعیین تمام حیطه های دانش لازم برای حل مشکل

3-تعیین کارهای سازنده هریک از حیطه ها

4-تهیه اهداف عملکردی هریک از کارها

اهداف عملکردی فوق ،به انتخاب ومرتب کردن محتوا ،راهبردهاوفنون آموزشی ورسانه ها کمک می کند.

مراحل فرایند تجزیه و تحلیل

1-تجزیه وتحلیل مشکل برای شناسایی نیازها

1-1)تعریف مشکل

2-1)شناسایی منبع مشکل

3-1)تعیین راه حل های ممکن

4-1)گزارش نتایج

1-1)تعریف مشکل: باید مشکل از دید سازمان وکارکنان تعریف شود تا مشخص شود که عوامل ایجاد کننده مشکل در سازمان است یا در کارکنان و یا در محیط.

چه بسا موردی در نظر سازمان مشکل به نظر آید و کارکنان را مسئول بداند در حالی که علت اصلی بروز مشکل در محیط و یا خود سازمان نهفته باشد.

خط مشی ما فراهم کردن اطلاعات است که از طریق پرسشنامه زمینه آموزشی و یا کارآموزی تهیه می شود

اگر مشکل کارآموزی است :رفتارفعلی یا عملکرد موجود را تعریف و آن را با عملکرد مورد انتظار مقایسه می کنیم.

اگر مشکل آموزشی است :میزان دانشی را که دانش آموز باید داشته باشد را با وضع فعلی مقایسه کنید .نتایج برای نتایج مورد نظر یادگیری واهداف ومقیاسهای مربوط به کارمیرود.

ویژگیهای یک تعریف خوب از مشکل:

1-موجز باشد.

2-کلمات فنی، صنعتی وحروف اختصاری به کار نرود.

3-توضیحات را به نحوی اضافه کنید که عموم کسانی که آن رامی خوانند،همگی یک تفسیر از مشکل داشته باشند

4-افراد درگیر در مشکل را توصیف کنید.

مثال تعریف نامناسب:علل افت تحصیلی دانش آموزان را بررسی کنید

مثال تعریف مناسب :نگرش کارکنان را نسبت به مدیریت، سرپرستی، شرایط کار ،پاداش، تعطیلات، مشارکت در امور و خطوط ارتباطی را تجزیه وتحلیل کنید.

2-1)شناسایی منبع مشکل:

آیاعلت ایجاد مشکل در دانش آموزان است یا در محیط سازمانی آن ها؟

این تجزیه و تحلیل مشخص می کند که آیا آموزش راه حل است یا خیر.

روش های  جمع آوری اطلاعات را انتخاب کنید.

  • -مشاهده مستقیم
  • -مصاحبه حضوری (رویت رفتارهای غیرکلامی و یا طرح پرسش های اکتشافی- ملاقات با کارکنان مهم –قضاوت بدون سوگیری(
  • -روش گروه کانونی( همکاری گروهی اهمیت دارد و جمعیت های مختلفی تحت تاثیرهستند.
  • پیمایش کتبی یا تلفن (در صورتی که تعداد زیاد است و یا افراد در مکان های مختلفی هستند)

 3-تعیین راه حل های ممکن و بررسی برتری ها و کاستی های هریک از راه حل ها.

اگرپس از تجزیه و تحلیل مشکل، آموزش به منزله راه حل تشخیص داده شده وارد مرحله تجزیه و تحلیل حیطه می شوید.

2-تجزیه و تحلیل حیطه

درتجزیه وتحلیل فراگیر باید موارد زیر مشخص شود:

       1-2 )تعیین کارهای تشکیل دهنده ماهرانه هرحیطه

      2-2)تعیین عدم توانایی دانش آموز در رابطه با انجام آن کارها

      3-2)تعیین مشکلات کلی فراگیران درمورد انجام آن کارها در حال حاضر

      فرایند فوق در زمینه کارآموزی، تجزیه وتحلیل شغل نامیده میشود.

هدف: تعیین و بیان دقیق چیزی که فراگیر باید در پایان آموزش قادر به انجام آن باشد.

در نتیجه باید موارد زیر تعیین شوند:

-تعیین مهارتها والگوهای ذهنی که به آموزش نیاز دارد.

-انتخاب کارها برای آموزش

-تهیه مقیاس هایی برای تعیین تحقق یادگیری مورد نظر

تجزیه وتحلیل حیطه ها:

  • شناسایی کارهای تشکیل دهنده هر حیطه
  • شناسایی نقایص عملکردی هر کار
  • نوشتن اهداف عملکردی هر کار
  • تهیه مقیاس های عملکردی هر کار

درکارآموزی: حیطه = شغل مانند جوشکار ،منشی و …

درآموزشی: حیطه = موضوعات محتوایی مانند درک مبانی اقتصاد خرد (با یک مهارت کلی مشخص میشود که برای آموزش هریک از این عناوین بین  50 تا 500 ساعت آموزش نیاز است.

در کارآموزی، هر شغل وظایفی دارد که جزیی ازشغل است .

تشریح خوب یک شغل شامل کاری است که باید انجام شود ،کارهای عملکردی مربوط به آن، ابزار و تجهیزات مورد استفاده ومواردی که در هر کار به کار میرود.

درزمینه آموزشی، تشریح حیطه به شرح زیراست:

      -نامگذاری موضوع

      -فهرست بندی کارهای مربوط به آن

      -شناسایی ابزار مورد نیاز و موادی که کار روی آن انجام میشود.

هدف کلی از تجزیه وتحلیل شغل آن است که کدام کارها باید آموزش داده شود؟

تذکر نکات مهم:

      – تعیین استانداردهای عملکرد هر کار از طریق مشاهده یا مصاحبه و یا هر دو

      -برای چگونگی تعیین صحت انجام یک کار وسطح خاص خبرگی در انجام آن کاراست.

      -استانداردها قابل اندازه گیری ومشاهده باشد.

      -استانداردها باید با نتایج عملکردی مرتبط باشد.

      -مشخص کردن شرایط غیرمعمولی احتمالی که در اجرای هر کار ممکن است اتفاق بیفتد مانند :نورکم ،تهویه ضعیف ،خطر زیاد یا فشار روانی بالا

تعیین خط مشی:(درنظرگرفتن شرایطی که فراگیرباید کار را در آن انجام دهد)

  • تجهیزات خاص، مواد یا ابزار لازم
  • محدودیتهای زمانی
  • رعایت دستورالعمل های خاص توسط فراگیر (فراگیر باید کاررا به تنهایی یا به منزله عضوی از گروه انجام دهد(.
  • -شرایطی که نباید در اختیار فراگیر قرار گیرد.

شرایط رامیتوان از طریق مشاهده و یا مصاحبه و یا هر دو تعیین کرد.

شناسایی نقایص عملکردی هر کار

  • o        فراگیر باید برای شناسایی تفاوت بین آنچه میداند و آنجه باید بداند ،تجزیه و تحلیل شود.

این تفاوت،کانون تمرکز آموزش را تشکیل میدهد.

  • مطالبی راکه فراگیر برآن تسلط کامل دارد، به کمک تجزیه و تحلیل شغل وحیطه محتوایی حذف میشود.
  • زمینه های کارآموزی
  • مشاهده نقایص موجود در نتایج هنگام کار توسط فراگیران

 ——————————————————————————————————-

4- طراحی نظام های  آموزشی

 طراحی نظام های آموزشی،پیش بینی روش ها و برنامه هایی است که برای آموزش انواع اهداف آموزشی به کار میرود.

 برخی از زیرمجموعه های علوم تربیتی به شرح زیراست:

  • 1-آموزش
  • 2-برنامه درسی
  • 3-مشاوره
  • 4-مدیریت
  • 5-ارزشیابی

آموزش شامل زیرگروههایی به شرح زیراست:

ü      1-طراحی

ü      2-تهیه وتولید

ü      3-اجرا

ü      4-اداره

ü      5-ارزشیابی

پس طراحی نظام آموزشی بابرنامه درسی متفاوت است چراکه برنامه درسی آن چیزی است که باید آموزش داده شودوشامل تعیین محتوای اموزش وروشهای یادگیری است.درحالی که آموزش ، نحوه ارائه وروشهایی است که درارائه مواد آموزشی مورد استفاده قرارمیگیرد.

هدف آموزش دستیابی هرچه بیشتر دانش آموز به اهداف مشخص آموزشی است ودراین مسیربرنامه ریزی درسی وبرنامه ریزی آموزشی درطول یکد یگرند نه درعرض همدیگر.

میزان کارایی ازتقسیم میزان اثربخشی برزمان صرف شده ازطرف دانش آموز و یامخارجی است که ما برای دانش آموز هزینه کرده ایم.

هرچه علاقه دانش آموزبه آموزش بیشترشود،جذابیت آموزش بالاتر خواهد رفت.

هرموقعیت آموزشی شامل روشها ،شرایط و نتایج است.

روشها:انواع مختلف عملکرد را دربرمیگیرد.

شرایط:محدودیتها و عوامل تغییرناپذیردرمحیط آموزشی(خصوصیتهای آموزشی درانتخاب روشهای مدیریتی تاثیر میگذارد.به طورمثال،درمورد دانش آموزان کم انگیزه تشویق بسیار مناسب، ودر مورد دانش آموزان با انگیزه، نتیجه عکس دارد.

نتایج:پیامدهای پس ازارائه آموزش

هرگاه با استفاده از نتایج تحقیقات آموزشی،مجموعه ای ازراه حل ها وروشهای لازم برای پاسخگویی به پرسشهای شخصی درزمینه روشهای آموزشی تحت شرایط خاص آموزشی وبرای دستیابی به نتایج خاص آموزشی گردآوری وسازماندهی شود، یک الگوی طراحی آموزشی به دست میآید.

موفقیت و شکست را نوع نگاه ما تعیین می کند. اکر رو به خورشید نکاه کنیم،همه سایه ها پشت سر ما خواهند بود

——————————————————————————————————–

5- عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

اول  نگرش  مثبت  به  خود  ،سپس  پیشرفت  تحصیلی

1-      خودپنداری منفی دانش آموزان نسبت به خود در تعیین رفتار  کلاسی او موثر است .او به نحوی رفتار میکند که با تصوراتش همسو باشد .

2روش ها و عادت های مطالعه دانش آموزان : معمولا فقط به آنها میگویند که چه چیزهای را یاد بگیرند نه اینکه چگونه یاد  بگیرند.

3- نگرش دانش آموز نسبت به مدرسه، معلم ،…. وحتی خود او به طورمستقیم بر رفتار معلم تاثیر میگذارد.

4-توانایی ها و استعداد دانش آموزان درعملکرد آنها موثر است

5-حضوردانش آموزکم انگیزه درکلاس باعث می شود که معلم رفتارنامناسب وناخواسته ای را از خود بروز دهد.

6-مقاومت دانش آموزنسبت به درس باعث رفتار مستبدانه معلم میشود.

7عملکرد ضعیف دانش آموزان کند،موجب واکنش نامناسب معلم شده درنتیجه وضع دانش آموز بدتر میشود ومتعاقبآ انتظارات معلم ازاو پایین میآید وانتقاد معلم را درپی دارد.

8-توانایی واستعداد دانش آموزان درپیشرفت تحصیلی آنان نقش دارد.

9-نگرش معلم نسبت به دانش آموزان، همکاران، کتابهای درسی،کلاس درس و …..

10دانش آموزانی که مورد توجه معلم هستند دارای پیشرفت تحصیلی بالا،مشارکت جو،زرنگ ومطیع بوده واز طرف دیگر طرد دانش آموز از طرف معلم موجب بروزرفتار خصمانه ازسوی او شده وبابرهم زدن کلاس باعث تنفرمعلم میشوند.

11نیازبه توجه ازطرف دیگران، نیازبه موفقیت، پیشرفت، اعتمادبه نفس، کسب مقام وتحسین وتشویق واحترام ازسوی همکلاسی ها وکادرمدرسه غیر قابل انکاراست.

12انتظارمعلمان ازدانش آموزان درپیشرفت تحصیلی آنان تاثیرمستقیم دارد،به طوری که انتظاربالاموجب پشرفت تحصیلی بالا وانتظار پایین باعث افت تحصیلی میشود. معلمان درمورد دانش آموزان باپیشرفت تحصیلی بالا وقت بیشتری صرف میکنند، برای پاسخگویی به سوالات آن ها دقت بیشتری کرده و به این وسیله انتظارات خود را به آنها منتقل می کنند .ازآنان بیشتر سوال کرده وحتی نسبت به پاسخهای اشتباه آنان عکس العمل موثر نشان نداده درجهت رفع کاملآ نمیکوشند چرا که آنان را سنبل نتیجه کارایی خود در کلاس می بینند.

13جوکلاس درس با جو مدرسه بی ارتباط نیست.آنچه درمدرسه اتفاق می افتد، بر معلم ،دانش آموز وعملکردهر دو اثر میگذارد.

14انتظارات باید دقیقا مشخص شود.معیارهای اثربخشی به دقت تعیین وتبیین شود وآنگاه زمینه وامکانات لازم برای اثربخشی فراهم شود.

15-مدت زمانی که صرف یادگیری میشود

16-گروه بندی دانش آموزان وهمچنین اندازه کلاس (تعداد دانش آموزان)

17-سرعت وتوالی محتوای درسی

18-ویژگی های کار و وظیفه دانش آموز

 19-بازخورد معلم

20-تناسب تکالیف کلاسی با میزان توانایی های دانش آموزان

21-هرچه علاقه وتمایل دانش آموزان نسبت به درس بیشتر باشد درنتیجه موفقیت آنها بیشترخواهد بود.

22- معلم منطق ارایه درس را بازگو کند.

23-تناسب حجم برنامه درسی با فرایند رشد دانش آموزان ،نحوه یادگیری وزمان اختصاص یافته.

24-ارتباط درس باآینده تحصیلی وشغلی دانش آموزان.

25-چیدمان کلاس درس،سازماندهی ومدیریت کلاس

26-دانش آموزمحوری وکارگروهی

27-جو  عاری ازتنبیه و فشار روانی و ترس

28-استفاده از و سایل کمک آموزشی مفید در قالب کار گروهی

      شوق دریا اگرت هست ، روان باید بود

         ورنه درحسرت همراهی رودی، به زمین خواهی شد

 ——————————————————————————

6- نقش معلم درتدریس اثربخش

معلمان مهم ترین جزءتشکیل دهنده فرآیند اثربخشی تدریس محسوب می شوند. مواردی که باعث اثربخشی تدریس می شود باید مورد توجه مدیران و راهنمایان آموزشی قرار گیرد ، از جمله :

 

  1-  قصدخدمت به آموزش وپرورش را داشته باشد

2-  بااهداف آموزش وپرورش آشنا باشد و درجهت نیل به آنها بکوشد.

 3- به کارش علاقمند وخوشبین باشد.

 4-به تعهدات خود درقبال رسیدن به اهداف مدرسه پایبند باشد.

5-  به موضوعات درسی خود تسلط داشته باشد.

 6- برای انجام دادن فعالیتهای درسی درداخل وخارج مدرسه وقت بگذارد.

 7-درسازماندهی ومدیریت کلاس مهارت داشته باشد.

 8-درتهیه مواد و منابع درسی ، شیوه اداره کلاس، کنترل کلاس وارتباطات کلاسی تابع فلسفه تعلیم وتربیت باشد.

  9-ازروشهای پربازده . متناسب با سطح کلاس ونیز ازعلایق دانش آموزان وتجربیات یادگیری آنان استفاده کند.

 10-درجهت ایجاد جو باز،صمیمی ومشارکت جویانه و اعتماد آمیز درکلاس ازهیچ کوششی دریغ نکند.

 11- ازوضع تحصیلی ، تفاوتها ،نیازها ،انتظارات، علایق، استعدادها، مهارتها وموانع ومشکلات خاص دانش آموزان اطلاع داشته و برحسب ضرورت از تدابیرراهگشا استفاده کند

 12- روحیه مسئولیت پذیری درقبال وظایف و تکالیف بطوری که دانش آموزهمواره برای پیشرفت تحصیلی خود متعهد و پاسخگو باقی بماند.

  13-به موقع بازخورد مناسب به والدین ارائه دهد و درصورت لزوم تصمیمات و اقدامات اصلاحی مشترک با والدین بگیرد.

14-  درقبال نتایج کلاس و بخصوص دانش آموزان مشکل دار پاسخگو باشد.

  15-با گروه آموزشی تخصصی خود تشریک مساعی حرفه ای داشته باشد.

  16-توانایی ایجاد مثلث آموزشی متشکل از معلم – مدیر- راهنما ی آموزشی و یا معلم -مدیر-والدین را داشته باشد.

  17-به طورمداوم به مطالعه وتحقیق بپردازد.

  18-به ایجاد جو سالم و آزاد وسازنده کمک کند.

 19-پذیرش وشناسایی معلم به عنوان فردی کاملا متخصص که نقش تعیین کننده ای درکلاس دارد و داشتن چنین احساسی نسبت به همکاران خود.

  20-نگرشهایی پیدا کند که موجب تقویت وتحکیم روابط انسانی سالم ومطلوب درکلاس ومدرسه شود و این نگرشها را بروز دهد.