دانش آموزان  سوم دبیرستان به همراه تعدادی از اولیا مدرسه  به سفر زیارتی مشهد مقدس رفتند. زیارت بارگاه مطهر امام رضا(ع) و شرکت در مجالس حرم رضوی، بازدید از مکان‌های دیدنی شهر مشهد، بازدید از آرامگاه فردوسی ذر طوس و . . .  از برنامه‌های این  اردوی سه روزه بود. در این سفر دانش‌آموزان توفیق یافتند یک روز میهمان سفره متبرک حضرت امام رضا (ع) باشند و غذای سفره خانه حرم رضوی را میل کنند.

در ادامه گزارشی از این سفر می‌آید:در لحظات پایانی یکی از کلاس‌ها خبر خوشي به ما رسید. خبري که با شنيدن آن از خوشحالی پر در آوردیم و  نمي‌دانستیم چه واکنشي نشان دهیم. از اين لحظه به بعد چقدر ثانيه‌ها دير مي‎گذشت. روزها بر ما سالی تمام شد تا اينکه روز موعود فرا رسيد. دانش‌آموزان سر از پا نشناخته راس ساعت خودشان را به مدرسه رسانده بودند. وقتی به مشهد رسیدیم همچنان نگاه به راه دوخته بوديم که لحظه طلايي فرا برسد. با ديدن گلدسته‌های حرم اولين جرقه‌های زيارت معشوق در دل‌هامان شکوفه زد.

مثل اينکه ایندفعه به آرزویمان رسیده بودیم و خدای مهربان  نگاهي هم به دل غمزده ما انداخته بود. .. و  همان جا دعا کردیم و از خدا خواستیم  که زيارت  خانه اش را نیز نصیبمان کند. التماس دعاهای دوست و آشنا و فامیل در ذهنمان حلقه زد و برای همه دعا کردیم… و گروه عاشقان با کوله باري از اميد و آرزو سلام و صلوات به سمت حرم  حرکت کردند.. يک ربع پياده با قلبي آکنده از عشق به امام و مرور حاجات  راه پيموديم. اصلا متوجه گذر زمان نبودیم نمي دانستیم چگونه قدم ها را برداریم فقط فکر می کردیم که چگونه بايد با چشمان حسرت زده  به گلدسته هاي زيبا و حريم باصفايش چشم بيندازیم ،در همین حال و هوا بودیم که گلدسته هاي باصفاي حضرتش خودنمايي کردند . ديگر زانوها سست شده بود در حال خواندن صلوات خاصه بوديم که به حريم فرشتگان (صحن انقلاب) وارد شديم اذن دخول گرفته و وارد حرم شديم .
زيارت دسته جمعي و بعد هر کس به گوشه ای رفت و با آقای خود ، با امام خود و با مراد خود خلوت کرد و سفره دل گشود.  چشم از حريم باصفا و پنجره ي فولاد برداشتن ممکن نبود. در حریم حرم بودن  هم نشینی با فرشتگان است و پرواز روح به آسمان …
سفره خانه حضرت انگار مکانی است از خود بهشت و غذای بی نظیرش انگار مائده ای است از آسمان. چه بسیار عاشقان کوی دوست که در انتظار لقمه ای از این سفره آسمانی هستند، خدا را هزاران شکر که چنین توفیقی نصیبمان کرد.
 روز بعد  به ديدن مقبره فردوسي در توس رفتيم و خاطرات کلاس تاريخ و ادبيات را مرور کرديم . دیدن مقبره باشکوه شاعر حماسه سرای ایران ابولقاسم فردوسی طوسی هم حال و هوای خود را داشت و شور و شوقی سرشار از غرور و سربلندی را در ما زنده کرد. اشعار زیبای این شاعر پارسی گوی که به زیبایی بر دیوار های آرامگاه نقش بسته ، بسیار دیدنی و بیاد ماندنی است.
گشت و گذار در شهر زیبای مشهد ، قدم زدن در بازار های سنتی و خرید مهر و سجاده و جا نماز برای کسانی که چشم انتظار سوغاتی متبرک شهر امام رضا (ع) بودند حال و هوای خاصی داشت.
از زعفران و نبات و زرشک هم که نمی شود گذشت.
ای کاش می شد چندین روز در این دیار عاشقان بمانیم اما افسوس که لحظات به سرعت گذشت و روز وداع فرا رسید.   به حرم رفتیم با دلي آکنده از مهر به مولا و با چشماني اشکبار حريم باصفايش را وداع گفتيم و از او خواستيم که اين آخرين عهد نباشد .
با تشکر از همه عزیزانی که بانی این سفر زیارتی بودند…